با توجه به توسـعه روز افـزون شهرنـشيني و توسـعه صـنايع، آلـودگي پيكرههاي آبي به تدريج در حال افـزايش اسـت. امـروزه در توليـدات صنعتي استفاده از تركيبات شيميايي به طور فزاينـده‌اي در حـال رشـد بوده و بسياري از اين مواد شيميايي به طبيعت راه پيدا كرده اند و آثـار مخربي بر جاي گذاشته‌انـد. بـه عنـوان مثـال توسـعه مـداوم صـنايع فرايندي هيدروكربني و به‌كارگيري وسيع مشتقات نفت و گاز در اغلب صنايع بزرگ مانند پالايشگاهها، پتروشيمي‌ها، صنايع اتومبيل‌سازي و غيره، خطر آلودگي‌هاي نفتي را در طبيعت افزايش داده است. موارد مذکور و لزوم رعايت استانداردهاي زيست محيطي سبب گرديده است كه در صنايع نفت و گاز توجه به بهبود مديريت پساب‌ها از طريق بهينه‌سازي آب مصرفي و به‌كارگيري روش‌هاي نوين تصفيه در واحدهاي توليدي، بيشتر گردد. روش‌هاي سنتي تصفيه پـساب‌هاي پالايشگاهي بر اساس روش‌هاي فيزيكـي و شـيميا يي و مكـانيكي در كنار استفاده از روش تصفيه بيولوژيكي يعنی با استفاده از لجن فعال انجام مي شود و اين در حالي است كه بـسياري از هيـدروكربن‌هـاي آليفاتيكي و آروماتيكي كه در پساب‌هاي صنايع نفت و گاز موجوداند توسط روش‌هاي سنتي ياد شده تصفيه نمي‌شوند. در ايـن رابطـه، روش‌هاي تصفيه متفاوتي پيشنهاد شده اند كه شامل استفاده از پديـده جذب، استفاده از منعقد كننده هـا، ميكروفيلتراسـيون، انعقاد الکتریکی و بـه‌كـارگيري فتوكاتاليست‌ها می‌باشد.